بسم رب علی

- انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون

56- و من یتول الله و رسوله و الذین آمنوا فان حزب الله هم الغالبون

ترجمه آیات

جز این نیست که ولى شما خداست و رسول او و آنان که ایمان آورده اند، همان ایمان آورندگانى که اقامه نماز و اداى زکات مى کنند در حالى که در رکوع نمازند (55)

و کسى که خدا و رسولش و این مؤ منین را دوست بدارد در حزب خدا که البته سرانجام غلبه با آنها است وارد شده است (56)
آیه ولایت از دیدگاههاى مختلف از سوى اهل تفسیر, کلام, تاریخ, فقه و حدیث مورد بحث و بررسى قرار گرفته است, از جمله:
* سبب نزول آیه و اثبات نزول آن درباره على (ع) و این که مراد از (الذین آمنوا) چه فرد یا افرادى است و اوصاف یادشده در آیه (یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون ) آیا به مصداقى خاص نظر دارد یا قابل انطباق بر مصداقهاى گوناگون است؟
جهت یادشده دربرگیرنده بخش عمده مباحث تفسیرى درباره آیه است. براى روشن شدن این جهت, سه راه در پیش رو داریم:
1. از آن رو که در آیه از شخصى نام برده نشده و تنها به ذکر اوصاف و نمودارهایى اکتفا گردیده است, بنابر این, آیه در ظاهر مجمل خواهد بود و در جاى خود روشن است که براى فهم مجملات قرآن, باید به رسول گرامى و اهل بیت او که وارثان علم او و قائمان در مقام اویند, مراجعه کرد:
(و ما یعلم تأویله الاّ الله و الراسخون فى العلم)
و نمى داند تأویل آن را جز خداوند و راسخان در علم.
(وانزلنا الیک الذکر لتبیّن للناس)
قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا آن را براى مردم روشن سازى.
اکنون مى بینیم پیامبر بر اساس نقل هر دو گروه, آشکارا فرموده که مراد از (الذین آمنوا) در آیه, على (ع) است.
همچنانکه امامان اهل بیت(ع) نیز در بسیارى از سخنان و احتجاجهاى خویش بر این مهم تأکید کرده اند. این نخستین راه براى فهم درست آیه خواهد بود.
2. اثبات سبب نزول آیه از راه عقلى و با استفاده از سیاق آیه, با توجه به این نکته که عناوین و اوصاف یاد شده در آیه عنوان موضوعى و عام ندارد, بلکه اشاره به شخص معیّنى دارد, با این ویژگى که همانند رسول و شایسته برخوردارى از مقام ولایت باشد و مسلّماً چنین شخصى جز امام على(ع) نمى تواند باشد. شرح این دلیل نیز نیازمند مجالى گسترده است که اکنون ما درصدد پرداختن به آن نیستیم.
3. اثبات نزول آیه درباره على (ع) از طریق سبب نزول آیه است که این راه, مورد نظر ما در این نوشتار است.
بسیارى از بزرگان, نزول این آیه را درباره على (ع) مورد اجماع شیعه و سنى دانسته و خلافى در این زمینه بین مفسّران نمى بینند.
امام هادى(ع) در نامه اى به اهل اهواز در پاسخ مسأله جبر و تفویض مى فرماید:
(اهل دانش بر این نکته اتفاق دارند که آیه مذکور درباره على (ع) نازل شده که در حال رکوع انگشترى خویش را صدقه داده است. پس خداوند این عمل او را سپاس گزارد و این آیه را نازل فرمود.) 4
علامه حلّى, در اشتهار این سبب نزول میان علماى امّت مى نویسد:
(علماى اسلام, بر نزول آیه درباره على (ع) اجماع کرده اند و این در صحاح ستّه نیز مذکور است که چون على (ع) در نماز خویش و در حضور صحابه انگشترى خود را به مسکین صدقه داد, این آیه فرود آمد.) 5
و در جاى دیگر مى نویسد:
(مفسّران اتّفاق کرده اند بر این که مراد از (انّما ولیکم اللّه…) على(ع) است, زیرا هنگامى که على (ع) در حال رکوع انگشترى خویش را تصدق داد این آیه درباره او نازل شد و دراین اختلافى نیست.) 6
سیّد مرتضى مى نویسد:
(اهل نقل اتفاق کرده اند بر این که زکات دهنده در رکوع نماز, على(ع) است.) 7
شیخ مفید چنین اظهار داشته است:
(و چون ثابت گردید که ولایت یاد شده در آیه, براى کسى که در حال رکوع زکات پرداخته واجب و ثابت است و هیچ کس از اهل قبله جز براى امیر مؤمنان پرداخت زکات در حال رکوع را ادعا نکرده, پس لاجرم مقصود و مراد از (الذین آمنوا) در این آیه, آن حضرت است.) 8
ابن شهر آشوب یاد آور شده است:
(امّت اجماع کرده اند براین که این آیه درباره على (ع) و هنگامى که انگشترى خود را در حال رکوع صدقه داد, فرود آمده است و در این, خلافى میان مفسّران نیست. )9
آلوسى, مفسّر معروف اهل سنّت نیز نوشته است:
(غالب اخباریان [اهل حدیث] برآنند که آیه درباره على, کرّم اللّه وجهه, نازل شده است.) 10
علاّمه سید شرف الدین عاملى مى نویسد:
(نزول آیه [ولایت] درباره على (ع) از جمله چیزهایى است که مفسّران برآن اجماع کرده اند و این اجماع را جمعى از اعلام اهل سنّت, چون: امام قوشجى, در مبحث امامت از شرح تجرید نقل کرده اند.) 11
در میان اهل سنّت, فردى چون ابن تیمیّه, در کتاب (منهاج السنّه) اظهار داشته است که روایات سبب نزول که آیه ولایت را در شأن على (ع) مى دانند, جعلى و موضوع هستند.
علاٌمه امینى در پاسخ وى نوشته است:
(در صحّت این حدیث جاى هیچ گونه شک و شبهه اى نیست و آنچه بعضى چون: ابن تیمیّه ادعا کرده اند که داستان اعطاى خاتم و نزول آیه ولایت درباره آن, از سوى برخى دروغگویان جعل شده و اجماع علما را بر دروغ بودن حدیث یادشده ادعا کرده, قطعاً مردود و بى اساس است. چگونه این حدیث مى تواند دروغ وساخته و پرداخته باشد و حال این که بسیارى از ائمّه و حفّاظ آن را نقل کرده, سند آن را به بزرگان صحابه چون :امیرمؤمنان, ابن عباس, ابى ذر, عمار, جابر انصارى, ابورافع, انس بن مالک, سلمة بن کهیل و عبدالله بن سلام مى رسانند و بسیارى تصریح بر صحّت آن کرده اند. چگونه دروغ خواهد بود و حال این که بسیارى از اهل علم به آیه شریفه و حدیث آن در مباحث فقهى استدلال کرده و گفته اند: فعل قلیل, مبطل نماز نیست و… و به این شکل آیه را از آیات الاحکام شمرده اند و این خود نمایانگر اتّفاق آنان بر صحّت حدیث است و شاهد براین اتّفاق نظر, این است که ایراد برخى متکلّمان و بحث و گفت وگوى آنان در نحوه دلالت آیه بوده و اصل سند از نظر ایشان اشکالى نداشته است. بلى هستند کسانى که حدیث را به مفسّران عامّه نسبت داده و سپس به نقد در دلالت آن پرداخته اند و این به روشنى, دلالت بر هماهنگى مفسّران و متکلّمان و فقها بر صدور این حدیث دارد.) یا علی مدد

/ 0 نظر / 6 بازدید